جکستان دهق

با عرض معذرت از تمامی اقشار جامعه ایران..جکه دیگه..شرمنده.......

ترکی باهال

رو در و ديوار قزوين نوشته اند پشت گرمي شما باعث دلگرمي ماست...



يه روز يه تركه داشته مسافر كشي ميكرده ميبينه مسافرش خيلي اشناست ميگه ببخشيد شما! مرده ميگه من باند جيمز باند اسم شما چيه
تركه جواب ميده منم فر غضنفر

يه روز يه معلم سر كلاس گفت:
هر كي نفهمه بلند شه؟
يه پسره بلند شد و گفت:
اقا اجازه ما نفهم نيستيم ولي مي خواستيم كه شما تنها نبايد!!!


پسر تركه به باباش ميگه واسم عينك دودي بخر باباهه نمي خره
خلاصه پسره بزرگ مي شه خودش ميخره
به باباش ميگه چرا بچه بودم واسم نخريدي
تركه م گه نمي خواستم خورشيدو ازت بگيرمي


تركه رو واسه قتل ۷۱ نفر ميگيرن ميگن توضيح بده
مي گه والله داشتيم با كاميون ميرفتيم
۷۰ نفر اين ور يك نفر هم اون ور
ميگن توهم زدي ۷۰ تا رو زير كردي
گفت نه بابا تقصير اون يه نفر بود كه جا خالي داد رفت طرف ۷۰ نفر



تركه با يه آدم با كلاس همسفر ميشه ميرسن تهران تركه گوشه ي خيابون ميشينه غذا بخوره
به با كلاسه مي گه بشين بزن عزيز
باكلاسه مي گه قربان من فتق دارم
تركه مي گه بابا بشين بعد اونم مي خوريم




يك اوا خواهر ميره خيار بخره دوستش ميپرسه كجا ميري ؟
اون ميگه ميرم خيار بخرم
دوستش ميگه يك كيلو هم واسه خوردن بگير



دو ترياكي نشسته و سيگار ميكشيدند يكي گفت دعا كن يك زلزله بياد و خاكستر سيگار ما رو بندازه بايين


يه روز ميخواستن يه لر رو شكنجه بدن شلوار استرج پاش ميكنن


مرد عرب شرت گل دار پاش بوده هرروز به گلهاش اب ميده!

به يه تركه ميگن چرا همه چيزو بايدبراي شمادوبار گفت ؟؟؟ تركه ميگه هان ؟؟
به يه تركه ميگن چرا همه چيزو بايدبراي شمادوبار گفت؟؟؟ تركه ميگه آهان



به يه تركه ميگن چرا همه چيزو بايدبراي شمادوبار گفت ؟؟؟ تركه ميگه هان ؟؟
به يه تركه ميگن چرا همه چيزو بايدبراي شمادوبار گفت؟؟؟ تركه ميگه آهان



تركه تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيل‌ميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد!!





يك سري فك و فاميل واسه ناهار اومده بودن خونة يك زوج تازه بچه‌دار شده، سر ظهر همه دورتادور نشسته بودن پاي سفره و منتظر عروس خانوم بودن تا غذا رو شروع كنند. مادر داماد داد ميزنه: دخترم بيا ديگه! عروس خانم از تو اتاق داد ميزنه: شرمنده، اين بچه ريده... شما بخوريد تا من بيام!!



از طرف ادارة آمار رفته بودن خونة رشتيه، رشتيه درو باز ميكنه، يارو ميپرسه: شما چند نفرين؟ رشتيه ميگه: شما چند نفرين؟!!




تركه ادعاي پيغمبري ميكرده، ملت بهش ميگن: بابا پيغمبري همين ريختي الكي كه نيست... پيغمبرا معجزه دارن، كتاب دارن.. تو اصلاٌ كتابت كو؟ تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: ايلده كتابا هنوز چاپ نشده، فعلاٌ جزوه ميگم بنويسيد!!


از تركه ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ تركه ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!!


تركه قدش كوتاه بوده، كلش بو جوراب ميداده!!




تركه ميره صدا و سيما تِست دوبلوري بده، خلاصه ميشينه اون پشت و مسئول اونجا ميگه شروع كن. تركه ميگه:
پدر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
مادر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
برادر هانا: هانا بيا شامتو بخور!
جناب مسوول شاكي ميشه، ميگه: برو بيرون آقا وقت مارو نگير! تركه ميگه: آخه چرا!؟ يارو ميگه: مرتيكة ابله، هانا اصلاٌ پدر مادر نداره! تركه ميگه: آقا تورو جون بچه‌هات يك فرصت ديگه به من بده. خلاصه اونقدر اسرار ميكنه تا طرف راضي ميشه. باز تركه ميره پشت دستگاه، ميگه:
خانوادة دكتر ارنست...
دكتر ارنست: هانا بيا شامتو بخور!!


از رشتيه ميپرسن: از زنت ميترسي؟ ميگه: من؟! ...مـــن؟! ...مـــــن؟! ...عين سگ!!


تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!



لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم!




لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه ان ريش درو وا ميكنه! لره هول ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره جفت ميكنه، ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون. لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش، ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش! لره دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بي... كاش بوات مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟!!


تركه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ تركه ميگه: ايلده ايران قاز!!




تركه ميره ميوه فروشي، ميگه: حاجي يك كيلو ازين ليموها به ما بده. ميوه فروشه بهش برميخوره، ميگه: ليمو چيه مرد مؤمن؟! اين سينه سامانتا فكسه!! تركه هم ميگه: باشه بابا، يك كيلو از همونا بده! درضمن، قربون دستت، يك كيلو هم گيلاس بده. باز ميوه فروشه بهش برميخوره، ميگه: آقاجان گيلاس چيه؟! بگو لپاي مدونا!! تركه هم ميگه: باشه بابا، از همونا. بعد تركه كيوي ميخواسته، ميگه: قربونت حاجي، يك كيلو هم از اون تخماي نلسون ماندلا بده!






تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!



تركه خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!


يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!


عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:‌آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه:‌داريم، ولي نه به اين غليظي!





تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين‌؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!


تركه 19 تا بچه داشته،‌بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!


تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!


دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنن


يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم...ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميكنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!


يه نفر آخر شاكي ميره تو يك كافه، يك گيلاس عرق سفارش ميده، بعد استكانشو ميگيره يك ضرب ميره بالا، بلند ميگه: به جدم همه وكيلا جاكشن! يك چند دقيقه بعد يك بابايي مياد جلو ميز، بهش ميگه: برادر اون حرفي كه زدي خيلي به من برخورد. يارو با همون حالت اخم و تخم مي‌پرسه: ببخشد حضرت عالي وكيلي؟! مرده ميگه: نه برادر، بنده جاكشم


از يه تركه ميپرسن 3 تا شعار زرتشتي ها چيه؟ ميگه پندار نيك، گفتار پيك ، بي بي خشت !!!


وتا خانومه نشسته بودن تو تاكسي، همينجور داشتند از هر دري صحبت مي كردند. يكيشون بر مي گرده به اونيكي ميگه، شما شغلتون چيه؟ يارو جواب ميده: والله من كارم نسبتا راحته، صبح پا ميشم صبحونه مي خورم، ميرم بيرون يك دوري اطراف مي زنم، ميام خونه دوش ميگيرم، دوباره مي رم بيرون،يك مقدار تو خيابون پرسه مي زنم، ميام خونه دوش ميگيرم، بعد ناهار مي خورم، مي رم بيرون يك مقدار مي گردم، دوباره ميام خونه يك دوش مي گيرم، بعد مي رم باز چند ساعت قدم مي زنم، بر مي گردم خونه دوش ميگيرم، مي خوابم... شما شغلتون چيه؟ اونيكي زنه جواب مي ده: والله منم مثل شما جندم، منتها اينقدر وسواس ندارم!!



قزوينيه داشته به يك خانوم خوشگل نگاه مي كرده.
رفيقش ازش مي پرسه:چيه!دوستش داري؟
جواب ميده:نه.بالام جان!اين اينقدر خوشگله.ببين داداشش چيه!!


يك روز يه قزوينيه عروسي ميكنه با برادرزنش ميره ماه عسل


تركه ميميره، اون دنيا در حيني كه داشتن به حساب كتاباش رسيدگي ميكردن ميره پيش جبرئيل، ميگه: من از خدا يك سوال واجب دارم، ميشه برم بپرسم؟ جبرئيل ميگه: باشه، برو طبقة بالا در سمت راست، سوالت رو بپرس، زود برگرد. تركه ميره طبقة بالا، در رو باز ميكنه، ميبينه خدا پشت يك ميز نشسته داره با يكي از فرشته‌ها ب! 07; حساباي مردم ميرسه. خلاصه سلام ميكنه ميره جلو، ميگه: خداجان، الهي گربان او بزرگيت بشم من، الهي فدات بشم... چرا تو دنيا اين همه ترك آفريدي؟! بري تو آذربايجان همه تركند، بري تهران پر تركه، بري بلوچستان، بري شمال، بري جنوب، غرب، شرق، بازم ترك پيدا ميشه... بري آلمان بازم ترك پيدا ميشه، بري كانادا، بري آمريكا بازم ترك پيدا ميشه... بري كرة م! اه بازم ترك پيدا ميشه! آخه خداجان، واسه چي اينقدر ترك آفريدي؟! خدا يكم تركه رو نگاه ميكنه، به معاونش ميگه: اصگر... ايلده ببين اين چي ميگه بابا... هي وگت مارو ميگيرن



تركه تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت... ايلده ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!











به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم



تركه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن

به ترك ميگن يه معما بگو،‌ميگه: اون چيه كه درازه،‌زرده، موزه؟!

سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاج! ;ان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!


تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره!! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!!!

ترکه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنه‌اي خوابه؟ يارو ميگه : نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. ترکه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه : نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. ترکه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم خواب هستن، چطور؟ ترکه ميگه : پس دمت گرم حالا که همه اينا خوابن يه فيلم سوپر بذار حال کنيم!!




(اينم واسه اينكه يوخده از شرمندگي عزيزان ترك دربيايم) از تركه ميپرسن چطور شد ترك شدي؟ ميگه: ايلده اول دنيا خدا ازم پرسيد: دوست داري تركِ خر باشي يا فارسِ زن‌قحبه؟! منم گفتم: همون ترك خر بهتره!!


رشتيه مياد خونه، ميبينه يك مردك لندهور لختِ مادرزاد تو اتاق خواب نشسته! خلاصه خيلي غيرتي ميشه، ميگه: مردك الندگ! تو خونة من چه غلطي ميكني؟! مرده ميگه: والله آقا من داشتم با اين خانم همسايه بالايي حال ميكردم، كه يهو شوهرش اومد، منم به شما پناهنده شدم. رشتيه دلش ميسوزه، ميگه: اشكال نداره، والله منم دل خوشي ازين طبقه بالايي ندارم. خلاصه كلي مرام ميگذاره و يك دست لباس و يك مقدار پول تاكسي ميده به مرده و با سلام وصلوات راهيش ميكنه. يكي دو هفته بعد، رشتيه داشته تو حياط خونش قدم ميزده، يهو دو دستي ميكوبه تو سرش، ميگه: اي بر پدر آدم دروغگو لعنت! منزل ما كه فقط يك طبقه‌ست!!

از تركه ميپرسن: مساحت ايران چقدره؟ ميگه: 1648192 متر مكعب!! ميگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه ميگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش

تركه ميگوزه، دنبال پوكش مي گرده!!


يارو ازون تيمسار كس‌خلاي تير بوده، يك روز كلة سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چه‌چه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكي‌تر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! سربازه (كه از قضا لابد ترك هم بوده!) خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم!!





لره داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن!! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون! لره ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!!!


از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!!


از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!!!


تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده!! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!!


ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!!!




به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر، ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!! ميگن: مرتيكه اين كس‌شعرا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز! امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن! موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم!


تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!!

بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!!



از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!


رشتيه به زنش ميگه: خانم جان، يك قرص وياگرا بده، امشب يك حال اساسي بكنيم! زنش ميگه: اووو! فقط دو تا قرص مونده، اونم مال مهموناست!!


ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!

از قزوينيه ميپرسن: از كدوم بازيكن فوتبال خوشت مياد؟ ميگه: اليور كان!!




ميخواستن بن لادن (يا يك كله خري شبيه اون!) رو شكنجه بدن، از ملت نظر خواهي ميكردن كه چيكارش كنند. نظر تركه رو ميپرسن، ميگه: ايلده سر يك ميله رو داغ كنيد، خوب كه سرخ شد، از طرف سردش بكنيد تو كونش!! ملت كف ميكنن، ميپرسن: حالا چرا از طرف سردش؟! تركه ميگه: تا هركي خواست درش بياره، دستش بسوزه!


تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!


رشتيه نصفه شب ميخواسته بره بشاشه، به زنش ميگه: خانم جان، يك دقيقه اين جاي منو نگردار، من الان ميام!!


رشتيه با خانمش و يك باباي ديگه تو كوپة قطار بودن، شب ميخواستن بخوابن، رشتيه و زنش پايين ميخوابن، جناب غريبه هم ميره رو تخت بالا ميخوابه. خلاصه يك مدت ميگذره، يهو يارو ميگه: آقا خجالت بكش! تو كوپه قطار عمومي اين كارا قباحت داره! رشتيه، هول ميكنه، ميگه: والله ما كار بدي نميكرديم! دوباره يك مدت ميگذره، باز مرده ميگه: دِ آقا قباحت داره! من اين بالا خوابيدم، اين چه كاريه شما پايين ميكنيد؟! باز رشتيه شرمنده ميگه: والله ما كار خاصي نميكرديم، فقط خوابيده بوديم. خلاصه يك مدت ميگذره و يك بند مرده غر ميزده كه اقا اين چه كاريه ميكنيد و رشتيه هم هي قسم و آيه ميخورده كه كار بدي نميكنه. بالاخره رشتيه شاكي ميشه، ميگه: اصلاٌ تو بيا پايين بخواب، من ميرم بالا ميخوابم. مردك هم كه همينو ميخواسته، جنگي مياد پايين و بسم الله شروع ميكنه با زن رشتيه، حالا نكن، كي بكن!! رشتيه از تخت بالايي سر وصدا رو ميشنوه، با خودش ميگخ: بندة خدا راست ميگفت، ازين بالا ناجور به نظر مياد!




عربه شرت خارجي ميپوشه، از پشت احساس غربت ميكنه!



يارو زنه زبونش مي‌گرفته، ميره سبزي‌فروشي مي‌خواسته نارنگي بخره،‌ميگه: بي‌دحمت ليم كيلو لالنگي بدين! يارو هم شاگردش رو صدا مي‌كنه، ميگه: اوهوي حسني!‌نيم كيلو خيار بده خانم!!!



تركه ميره بقالي، ميگه: حاج‌آقا سيگار نخي داري؟ يارو ميگه: بعله داريم. تركه ميگه: بي‌زحمت يك بيست نخ به ما بده!! مرده كف ميكنه، ميگه: خوب مرد مؤمن يك بسته بگير. تركه ميگه: نه آخه بسته بگيرم زياد ميكشم!



تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد مي كنه كه:‌خوب بابا همه تو آب مي شاشند! يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دايو!



تركه ميميره، اون دنيا هر چي حساب ميكنن، مي‌بينن كاراي خوب و بدش برابره. از خدا ميپرسن چي كار كنيم؟ ميگه: ببرين بهشت و جهنم رو بهش نشون بدين، خودش هر كدوم رو خواست انتخاب كنه. تركه ميره ميبينه تو بهشت يه چند تا آخوند نشستن دارن تسبيح ميندازن و صلوات ميفرستن. بعد ميره جهنم ميبينه، همه جا تاريكه، تو آسمون يك عالمه ستاره دارن حركت مي‌كنن. ميگه:‌ما اون دنيا كه همش پيش آخوندا بوديم، ديگه اين دنيا حوصلشون رو نداريم!‌همين جهنم بهتره!! خلاصه ميره جهنم. همين كه اساسش وتحويل ميگيره و وارد جهنم ميشه،‌ يه دفعه يه اژدها مياد تخماشو مي خوره، يكي مياد چوب تو كونش ميكنه و... خلاصه دهنش رو ميگان. تركه شاكي ميشه ميگه:‌خدايا اون وقت كه من جهنم رو ديدم اينجوري نبود! اين چه وضعشه؟! خدا ميگه:‌بنده نادان! اون وقت كه تو اومدي،‌مدتي بود با بهشت و جهنم كار نكرده بوديم، رفته بود رو screen saver!!

تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌بايد خيلي برم؟!!


يارو ميخواست زنش رو ............ بچه اش مزاحم بود به بچه ميگه برو جلوي پنجره وايستا هر زن چادر مشكي رد شد پنج تومان بهت ميدم چند دقيقه بعد بچه ميگه باباپنج تومان بنويس به حساب يك زن چادري رد شد، يك خورده بعد دوباره ميگه 20 تومان بنويس به حساب 4 تا زن چادري رد شدن. چند دقيقه بعد بچه ميگه: بابا اگه خانوم آورده ‌بودي مقرون به صرفه‌تر بود! دهنت سرويس شد چون خونه بغلي ختم بود تموم شد!!!


خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌بپرس. پسره‌ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌خوب معلومه،‌سومي! بچهه ميگه:‌نه...جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد!!


عربه سوار تاكسي ميشه، ميشينه كنار يك دختره آخر تيكه. يك مدت ميگذره، برميگرده به دختره ميگه: ببخشيد خواهر، يك سوال جنسي داشتم! دختره ميگه:خفه شو كثافتِ نكبت! باز يك مدت ميگذره، باز عربه ميپرسه: ببخشيد، ميتونم يك سوال جنسي بپرسم؟! دختره ميگه: گمشو سوال جنسي رو برو ازون ننة قحبت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گير ميده تا آخر دختره حوصلش سر ميره، ميگه: بپرس ببينم چه مرگته؟! عربه ميگه: شرمنده خواهر، جنس اين شلوارتون چيه؟!!


يه روز يه تركه يه گوسفند برا اربابش ميبره ارباب كه خيلي خوشش اومده دستور ميده يه يابو بهش بدن تركه كه ميخاسته تشكر كنه ميگه
اختيار دارين ارباب شما واسه ما بيشتر از صد تا يابو ارزش دارين


جعبه سياه حسين فهميده رو پيدا كردن گوش دادن ميگفت : حاجي جون هل نده , جون من بي خيال , هل نده


تركه سوار ماشين بود داشت راديو پيام گوش ميداد
راديو : يه احمقي داره بزرگراه رو برعكس رانندگي ميكنه
تركه : آره والا احمقا يكي 2 تا هم كه نيستن همه دارن برعكس رانندگي ميكنن

حسين فهميده وصيت ميكنه : اقا برا تانك بوق بزاريد


درگلستان سعدي به روايتي آورده اند كه :
روزي شيخي از راهي برفتندي راهزنان جلويش را بگرفتند و او به درختي ببستندي
گفتند: يا شيخ تو را بكشيم ياب...........و بدين سان شيخ سالها به زيست .


تركه ساندويج فروشي داشته . يك روز يك بابايي مياد ميگه:قربونت يك كوكتل بده فقط بي زحمت توش گوجه فرنگي نذار.تركه ميگه: آقا امروز گوجه فرنگي نداريم.ميخواي خيارشور نگذارم؟!!!


تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم


تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!
تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!


تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌خودم ميرم!
تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟ رفيقش ميگه: آره!‌ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!


يارو تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو ميگان. بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!


تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

شاگرد: آقاي معلم لامپ هم خوردنيه
معلم : نه بابا جون كي ديده لامپ رو بخورن
شاگرد: پس چرا بابام شبا به مامانم ميگه لامپ و خاموش كن حالا بزار دهنت

يه روز يه بچه تو تاكسي بلند به مامانش ميگه مامان يادته مادرش با ناز ميگه چيو عزيز دلم بچه ميگه كه توآشپزخونه گوزيدي

يه روز دوست رشتيه بهش ميگه چرا زن نميگيري
رشتيه ميگه آخه شايد خوشم نياد
دوستش ميگه خوشم نياد چيه يه شب بيا از سوراخ در منو با زنم رو نگاه كن چيكار ميكونيم اگه خوشت اومد زن بگير
خلاصه رشتيه ميره خونه دوستش و شب از سوراخ در عملياتو تماشا ميكنه و خوشش مياد رشتيه ميره زن ميگيره و با هم ميرن ماه عسل وقتي بر ميگردن دوستاي زنه بهش ميگن چطور بود زنه ميگه خيلي خوب و متنوع بود همه ميگن چطور مگه
ميگه آخه شوهرم هر شب ميرفت يكي رو مياورد بامن باشه خودش ميرفت از سوراخ در نگاه ميكرد


بزرگترين رسيك تو زندگي اينه كه وقتي اسحال داري بگوزي
تركه به زنش ميگه اينجا خونه بابات نيستا هي بخوري و بخوابيها اينجا بايد بخوابي و بخوري

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟

تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!

يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!


عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!

يه روز يه مانور تو اردبيل برگزار ميشه دشمن فرضي پيروز ميشه

يه روز يه ترکه نماز صبحش قضا ميشه
وقتي داشته نماز صبح فردا شو ميخونده لاي جانمازش كاربن ميزاره :

يه روز تركه زنگ ميزنه ۱۱۸ ميگه آقا وصل كنين ۱۱۰ بقيشو آدامس بديد

يه روز بادمجونه ميره جلوي آيينه دستشو ميزاره كمرش با قر ميگه ــ‌سيا نرم نرمه ـ آآآآآآآآآه ـ‌سيا ...

به تركه ميگن با وطن جمله بساز ميگه من ديروز سر و تنم را شستم
بهش ميگن الاغ با ط دسته دار ميگه اتفاقا با ط دسته دار سرم را شستم

يه روز يه ماهيه عرق سگي ميخوره ميگه اين نهنگ كوووجاست جرش بدم


يه روز يه هزار پا ميره عروسي تا كفشهاشو در بياره عروسي تموم مي شه


تركه زنش سبزه بوده 13 بدر گرش مي زنه


يه روز يه ترکه مادر زنشو مي بره دکتر ميگه آقاي دکتر ايشون سم خوردن دکتر ميگه پس چرا دهن ودماغش پر خونه ترکه ميگه آ خه مثل بچه آدم كه نمي خورد


يه مرغ و خروس با هم ميرن مغازه مواد پروتئيني. خروسه ميگه ببخشين يك كيلو تخم مرغ بدين. فروشنده بهش ميگه بابا شما ديگه چرا؟ مرغه با خجالت ميگه آخه ما هنوز نامزديم.

يه تركه رفت تونس داداشش رفت نتونس

قزوينيا به برادر خانومشون ميگن اشنتيون

از يه دخترخانم ميپرسند ميخواي درستو ادامه بدي يا ازدواج ميكني؟ جواب ميده : من ديگه نميخوام درس بخونم

مداحي به اجتماع ترك ها و لر ها ميگه: چراغهارو خاموش كنيد ميخوايم بريم كربلا وقتي چراغ ها روشن ميشه ميبينه همه ترك ها با ساك نشستن مداح ميگه پس لر ها كجان؟ تركا ميگن رفتن ترمينال


به تركه ميگن ۳ تا حيوون نام ببر كه با خ شروع بشن
ميگه خودم خرم خدابيامورزه بابام


به ترکه ميگن برو رو دايو استخر شيرجه بزن تو آب، بعدش بيا بالا شامپو گلرنگ رو تبليغ کن. خلاصه ميره بالا و شيرجه ميزنه، منتها از بخت بد کلش ميخوره به کف استخر... بعد يك مدت بالاخره مياد بالا، رو ميكنه به دوربين، ميگه: ميخوام سالاد درست کنم!


به تركه ميگن چرا ترك شدي؟!‌ميگه: ايلده جوون بوديم، ايمكانات كم بود، پيش اومد ديگه!‌ميپرسن: پس چرا لر نشدي؟ ميگه: نه بابا، ديگه نگفتم كه قحطي بود/
تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي‌گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته مير! ;فته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده


تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه


تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌تركه ميگه:‌باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟



تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌كجش ميكنه



تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده


از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه
تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه


تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم

تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه

تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين ي! ;ك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد

تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه

+ نوشته شده در  جمعه 21 فروردین1388ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط جلال  | 

فقط جک ترکی و ردیف

ترکه ميگن چرا باسنت اينقدر بزرگه؟ ميگه: خدا بيامرز مادرم به جاي اينکه پودر بچه بهم بزنه پکينگ پودر ميزد.
به ترکه ميگن اين (!) علامت چيه؟ ميگه شاشيدن ممنوع حتي يک قطره
به ترکه ميگن چه وقت نه راه پس داري نه راه پيش؟؟؟؟
ميگه وقتي که روي اره نشسته ام
ترکه مي ره دانشگاه به ? دليل مي فهمن ترکه: ? - سامسونتش رو مي ذاشت تو زنبيل ? - وقتي استاد تخته رو پاک مي کرد اونم دفترش رو پاک مي کرد
از ترکه مي پرسن : شما به موتور سيکلت چي مي گيد ؟ مي گه دوچرخه ي عصباني
در پي کاهش خنده در سوييس ، مقامات اين کشور اقدام به واردات ترک کردند
ترکه ميره سوپر مارکت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بدين ….. صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ ….. ترکه ميگه: مرسي سلام ميرسونه
ترکه چشمش قرمز ميشه ميگن چي شده ؟ ميگه چش خورده ميگن مگه ترکاهم چش ميخورن؟ ميگه از اون چشا نه چش شلوار
ترکه تلويزيون ميخره بعد کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ما حرومي بهمون نمياد
يه ترکه مي بينن طناب بسته به کمرش ميگن چرا اينکارو کردي ؟ ميگه مي خوام خودکشي کنم! ميگن چرا دور کمرت؟ ميگه بستم دور گردنم ديدم دارم خفه ميشم بازش کردم
به ترکه ميگن يه جمله ي فلسفي بگو ميگه: احمق ترين افراد کساني هستند که به همه چيز اطمينان کامل داشته باشند. ميگن: مطمئني؟ ميگه: صد در صد
به ترکه ميگن با زن جمله بساز .
ميگه: نه ، من فقط مي تونم با زن بچه بسازم!!
از ترکه ميپرسن: پيغمبر کي به رسالت رسيد؟ ميگه: ايلده بيلميرم، من سيد خندان پياده شدم
شب دو تا ترک پيش هم مي خوابند تا صبح دعوا مي کنند که کي وسط بخوابه!!
ترکه داشته ميمرده به پسرش ميگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ايدز داشت ؛ پسرش ميگه واسه چي ، ميگه هم مريضيه با کلاسيه هم کسي سراغ مادرت نمياد
ترکه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينکه به نفر اول جايزه ميدن. ترکه يوخده فکر ميکنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟! ُ
ترکه شاکي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ ترکه ميگه: اصغرِ ان‌چهره!
کارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش کنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ ترکه ميگه: اکبرِ ان‌چهره!
مردها ? تا آرزو دارند ?/اونقدر که مادرشون ميگه، خوش تيپ باشن ?/اونقدر که بچه شون ميگه، پولدار باشن ?/اونقدر که زنشون شک داره ، زن داشته باشن !
ترکه مي ره خونه بخره آقاهه يه خونه بهش نشون مي ده ,مي گه اين خونه استخر داره، جگوزي داره…ترکه مي گه: عجب! ما قبلا همين طوري ول مي داديم! حالا ديگه جاشم مشخص کردن؟
ترکه با زنش دعواش مي شه چراغو خاموش مي کنه ميگه چرا چراغو خاموش کردي ميگه جواب ابلهان خاموشيس
ترکه زنگ مي زنه راديو ميگه : الان صدام داره پخش مي شه
ميگن : آره . ميگه حتي تو نونوايي
ميگه : آره ميگه خوب پس : اصغر نون نخر ننه ات خريده
به ترکه ميگن تحصيلاتت چيه ؟ ميگه PHD
ميگن يعني چي؟
ميگه : Passed Highschool Difficulty
به ترکه مي گن تو هميشه لپ لپ مي خري
ميگه آره
بهش مي گم حالا جايزه هم توش داره؟
ميگه : فکر نمي کنم من لپ لپو واسه کيفيتش مي خرم
SMS عاشقانه از طرف ترک:
کاش مغز داشتم و مرگ مغزي مي شدم و قلبم را به تو اهداء مي کردم…
ترکه خواب مي بينه ماکاروني مي خوره. صبح که بيدار مي شه مي بينه کش شلوارش نيست!
ترکه ميميره شب اول قبر ازش مي پرسند چرا مردي ميگه شير خوردم ميگن شيرش فاسد بود ميگه نه گاوه نشست
مي خواستن ترکه رو اعدام کنن، ازش مي پرسن: آخرين حرفت رو بزن.
مي گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسي که بزنه زير چهار پايه!
ترکه ميميره شب اول قبر ازش مي پرسند چرا مردي ميگه شير خوردم ميگن شيرش فاسد بود ميگه نه گاوه نشست
ترکه مي گن جسم شفاف رو تعريف کن؟ مي گه جسمي که از اين ور بتونيم اونورشو ببينيم ميگن آفرين حالا يه مثال بزن مي گه ….. نردبون
ميرزاپور مي گن: چرا همش موقع سرود ملي مي خندي؟ ميگه اخه دايي پيشمه ميگه شر زدز افق!!!
ترکه ميخواسته يک کبريت سوخته رو روشن کنه، (طبعاً) هرچي ميزده کبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد کبريتش خرابه! ترکه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!
يه روز ترکه يه شماره تلفن پيدا ميکنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا کردم آدرس بديد براتون بيارم
به يه ترکه مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش
ترکه تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟
ميگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي.
دو تا ماشين با هم تصادف مي‌کنند. افسر مياد و مي‌پرسه: کدومتون مقصر بوديد؟ ترکه ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد !!
غضنفرکيس کامپيوترش رو مي بره تعميرگاه ميگه آقا اينو براي ما تعميرکن. طرف ميگه : چه مشکلي داره ؟ ميگه : والا نمي دونم چرا چند روزه جا ليوانيش بيرون نمياد!
ترکه مياد تهرون ميره هتل..صبح روز اول ميره تو رستوران هتل صبحانه بخوره ميبينه تابلو نوشته از ساعت ?الي?? صبحانه..از ساعت ??الي ? ناهار و از ساعت ?الي ?? شب   شام سرو ميشود..پيش خودش ميگه پس من کئ وقت کنم برم شهر رو ببينم؟
از يه نفر مي پرسن:اگه گفتي خط وسط قرص براي چيه ؟ ميگه براي اينکه وقتي تو گلوم گير کردبا پيچ گوشتي بدم بره پايين
يه ترکه ميره خواستگاري باباي عروس بهش ميگه اون گلي که زدي به يقت خارش اذيتت نميکنه ترکه ميگه خارش که نه ولي گلدونش که تو لباسمه بيچارم کرده
يارو جلوي دبيرستان دخترانه ميافته تو جوب ! واسه اينکه ضايع نشه ميگه : هر کي منو در آورد مال خودش !
ترکه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا کردم چيکارش کنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ ترکه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما
ترکه زن صيغه مي کنه رفيقش مي گه مبارکه ازدواج کردي؟
ميگه نه بابا دائمي نيست از اين اعتبارياس
يه روز ترکه ميفته دنبال دختره با سنگ ميزنه توو سرش . بهش ميگه خوب مختو زدم ها !!!
ترکه و رشتيه ميرن جهنم . رشيته مي پرسه چه جوري مردي؟ ترکه ميگه از سرما تو چي ؟ ميگه من از تعجب ! رفتم خونه ديدم زنم خوابيده همه جا رو گشتم ، توي اتاق ، زير تخت ، توي انباري ، توي کمد ، خلاصه ديدم هيچ کس نيست از تعجب سکته کردم ترکه گفت : خاک بر سرت اگه توي فريزر رو مي گشتي نه من مي مردم نه تو
ترکه با دوست دخترش ميرن پارک يارو ميگه :عزيزم اگه اين درخت کاج زبون داشت الان به ما چي ميگفت ؟ دختره ميگه اگه زبون داشت ميگفت:کره خر من زرد آلو ام نه کاج
ترکه با خودکار ميره حموم ، بهش ميگن: چرا با خودکار؟ ميگه: هر جا را که شستم علامت ميزنم
ترکه تو اردبيل ميميره اعلاميه اش رو ميزنن به ديوار … تو انتخابات راي مياره
ماشين پيکاني با شماره پلاک تهران ص از چراغ قرمز ردمي شه , پليس که ترک بوده آژير کشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و آله بزن کنار
ترکه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است…
‌ترکه ميگه:‌ باشه بابا بستس که بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري
ترکه تو انگليس راننده تاکسي مي شه بش ميگن سختت نيست فرمون سمت راسته اينجا ؟ ميگه والا سخت که ‏نيست فقط يه مشکلي که دارم اينه که هر وقت تف مي کنم مي افته رو مسافر بغلي
انجير رو به ترکه نشون مي دن ، مي گن اين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، يه چوب تهش چپوندن ، تازه شده گلابي!!!
از ترکه ميپرسن, نظرت راجع به نوشابه چيه؟ ميگه: نوشابه آب داره, گاز داره, يه خط تلفن هم بزنن ديگه عالي ميشه.
ترکه از جوب مي پره ازش فيلم مي گيرن . دور آهسته ميزارن ميفته تو جوب. دور تند مي زارن مي خوره به ديوار
از ترکه مي پرسن دانشگاه مي ري؟ ميگه: اگه بار بخوره همه جا مي ريم… دانشگاه، انقلاب، ميدون آزادي…
ترکه توي کوپه قطار با يک خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و ترکه تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، کاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. ترکه ميگه ميخوايي خانم امشب فرض کنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه که همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. ترکه ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار
از ترکه مي پرسن باد صدادار چه شکليه؟ ميگه حلقه اي. ميگن چرا؟ ميگه چون هر وقت هر کي باد مي ده، مي اندازه گردن من!
ترکه يه آينه رو زمين پيدا مي کنه. برش مي داره، عکسش مي افته توش، ميگه: ببخشيد نمي دونستم مال شماست
از غضنفر مي پرسن که براي بستن يک لامپ به چند نفر احتياج داري؟ مي گه ? نفر. مي گن چرا ? نفر ؟ ميگه: يه نفر ميره بالا نردبون لامپ رو بگيره .. دو نفر هم از پايين، نردبون رو بچرخوونند
پسر ترکه تو پارک با يه دختره قرار گذاشته بوده ، بعد همين که داشتن حرف ميزدن يهو دختره ميگه : واي بابام از دور داره مياد ترکه : بابات تا حالا منو ديده ؟ دختره : نه ترکه: اينکه ترس نداره ، بهش بگو من داداشتم
پليس به ترکه: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! ترکه: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم که نزديم، زود باش از بالاي اون آکواريوم بيا پايين
ترکه روي ريل راه اهن ميخوابه بهش ميگن چرا اينجا خوابيدي ؟ ميگه ميخواهم خود کشي کنم. ميگن بس ان نان بربري چيه دستت؟ ميگه بر فرض قطار نيامد من اينجا از گشنگي بميرم.
سرهنگ: اسمت چيه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: اين چيه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ اين مملکتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و …. / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چيه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: اين چيه دستت؟ ترکه: اين خواهرومادر ممده !!!
به غضنفر ميگن : سگتون بچه ي ما را گاز گرفته . ميگه : اولا سگ ما گاز نميگيره . دوما سگ ما هميشه بسته است . سوما ما سگ نداريم !
ترکه مياد تهران ويه تاکسي ميخره که مسافر کشي کنه؛خانمي ازش ميپرسه:آقا ببخشيد کريم خان ميريد؟ترکه ميگه:آره خب اگه نميريد که ميترکيد
ترکه ميخواسته از روحانيت و ورزش يکجا دفاع کنه عمامه درست ميکنه با مارک آديداس
به غضنفر ميگن : با لوستر جمله بسازد ‌ميگه : من ? تا دختر دارم يکي از يکي لوستر
يک ترکي ازترکاي ترکيه بنام ترکان روي ترک موتور يک ترياکي، با ترکه ميزنه به ترکه و توي تراکم ترافيک مي خورن به تيرک وکله ترکه ترک مي خوره وموتورش مي ترکه ومتروکه مي شه. ناچار توي تاريکي اونو ترک مي کنه و مي ره کنار رود اترک تارک دنيا مي شه!
از ترکه مي پرسند: مي دوني چرا غواص ها به پشت مي پرن تو آب؟ مي گه: چون اگه به جلو بپرن مي افتن تو قايق!
ترکه با خدا قهر مي کنه، صبح که از خونش مياد بيرون ميگه: به اميد بعضي ها‎!
ترکه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان کردم….. پياده خيلي راهه
ترکه شش قلو بچه دار ميشه ، هر کدوم از بچه‌ها يه رنگ بودند، بعد از کلي تحقيق مي‌فهمند به جاي قرص جلوگيري از اسمارتيز استفاده مي‌کرده
ترکه ادعاي پيغمبري ميکنه , ميگن خب کتابت کو ؟ ميگه حالا فعلاً جزوه بنويسين
ترکه مي ره تماشاي رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش مي پرسن چه طور بود؟ ميگه آدماي خيلي خوبي بودن. ديدن من خوابم، رو نوک انگشت راه مي رفتن!
ترکه قاشق قاشق ماست مي ريخته تو رودخونه بعد يه لره مي ياد مي گه چي کار مي کني؟ترکه مي گه دارم دوغ درست مي کنم!لره بهش مي گه همينه که مي گن خرين ديگه،آخه اين همه دوغ رو کي مي خواد بخوره؟
ميگن زن ذليل چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک مي کني؟ ميگه خب احمق اونم تو شستن لباس ها کمکم مي کنه
ترکه رو برق مي گيره مامانش مي گه ننه جون ولش نکن همين بود که باباتو کشت
به ترکه مي گن فرق کچل با هواپيما مي دوني چيه؟ميگه بابا ما ترکيم خر که نيستيم کچل که اصلا فرق نداره هواپيما هم نکته انحرافي بود
پنج تا داداش پولاشونو رو هم ميذارند تاکسي مي خرند بعد از چند وقت ورشکست مي شند اگه گفتي چرا ؟ اخه پنج تايي با هم مي رفتن مسافرکشي
ترکه رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل
ترکه به خدا ميگه خدايا ???????? سال برات چقدره ؟  خدا ميگه ؟ ?دقيقه.
ترکه باز ميگه :خدا??????? يورو برات چقدره؟  خدا ميگه ? پني .
ترکه ميگه پس يه پني به من بده , خدا ميگه ? دقيقه واسا
ترکه ميره خواستگاري ازش ميپرسن چه کاره اي ؟ روش نميشه بگه قصاب ميگه لوازم يدکي گوسفند دارم
ترکه خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد
به ترکه مي گن اگه تو دريا کوسه بهت حمله کنه چيکارمي کني؟
ميگه ميرم بالاي درخت . ميگن تو دريا که درخت نيست .
ترکه ميگه : مجبورم مي فهمي ؟! مجبورررررررررم
به ترکه مي گن با ماهيچه جمله بساز ميگه:خر در برابر ما هيچه
ترکه عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني
به ترکه مي گن با جيش جمله بساز ميگه اصغر با آبجيش رفت سينما
ميگن خره يعني شاش ، ميگه خوب با داداشاش رفت سينما
ترکه  سرشو قيرگوني کرده بود، ميگن چرا اينجوري کردي؟ ميگه: بيني‌ام چکه مي‌کرد
ترکه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يک بسته کوبيده بدين
ترکه با خدا قهر ميکنه يه روز براش نامه مينويسه بالاي نامه مينويسه به نام بعضي ها!!!!!
عزراييل مياد سراغ ترکه . ترکه خودش را ميزنه به مردن
زنه ميشينه تو ماشين (تاکسي ) زنه ميگه آقا ديديد چقدر رون و سينه گرون شده؟ ترکه ميگه : آره خانم لاپا هم گرون شده! زنه ميگه بي تربيت اين چه حرفيه ؟ ترکه ميگه نه خانم منظورم لاپا ، نخود ؛ لوبيا!!!!
يک روز ترکه خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لحافش نيست
ترکه مقيم آمريکا مي شه، يه روز مي بينه: پسرش با يه دوچرخه اومد خونه. از پسرش مي پرسه؟ دوچرخه رو از کجا آوردي؟ پسرش مي گه: با يه دختر دوست شدم، لخت شد و گفت: همه چيم مال تو، هر کاري مي خواي بکن هر چي مي خواي بردار. من هم ديدم دوچرخه اش قشنگه، برش داشتم
يه روز يه ترکه خودشو تو آينه ميبينه با خودش ميگه اين چقدر آشناست؟ بعد از يه ساعت فکر کردن ميگه آهان اين همون بدر سگيه که امروز تو آرايشگاه يه ساعت زل زده بود به من.
ترکه براي ماشينش قفل فرمون ميخره بعد ازش ميپرسن قفل فرمون ماشينت چطوره؟ميگه خيلي خوبه فقط سر پيچها يه کم اذيت ميکنه!
از غضنفر مي پرسن؟ چه طوري ترک شدي ؟مي گه: اولش تفريحي بود
ترکه تلويزيونو روشن مي کنه، مي بينه: هر ? کانال قرآن داره، تلويزيونو خاموش مي کنه،مي بوسه و مي ذاره رو تاقچه
يه روز تلوزيون اردبيل راز بقا نشون ميداده که توش چند تا خر ميريزن سر يه شير و شير رو ميکشن.تلويزيون اردبيل هم سرود ورزشکاران…دلاوران … رو پخش ميکنه
يه روز به يه ترکه ميگن اولين کسي که رفت مکه و حاجي شد کي بود ميگه حاج زنبور عسل
ترکه ماه رمضان زولبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه … کسي به زولبيا دست نزنه!
ترکه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌کنه دويدن طرف تماشاچيا. فارسه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بکش! اين فيلمه. فارسه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه که نمي‌دونه!
به يه ترکه ميگن يه پستاندار بدون دندون نام ببر ميگه:مادر بزرگم
يک شب تابستان دوتا ترکه ميرن بالاي پشت بام بخوابند بعد از مدتي دعواشان ميشه وقتي همسايه ها ميرن مي بينند براي اينکه کدومشون وسط بخوابند دارند دعوا ميکنند
مرده ي مسيحي پيش قبر کن مي ره و مي گه: بابام بي زحمت جاي قبر ما راعوض کن.قبر کن مي گه : چرا ؟ مرده ي مسيحي مي گه : واسه اينکه اين ترکه هر روز ما را کله سحر بيدار مي کنه و مي گن : بي زحمت شما که لباس تنت داري برو دو تا نون بربري بگير و بيا!!!
يه روز يه ترکه براي مشکل چاقي مي ره پيش دکتر. دکتره بهش ميگه که ??? روز, روزي ? کيلومتر بدود تامشکل چاقيش برطرف شه. بعد از ??? روز مرده به دکترش زنگ ميزنه و ميگه: آقاي دکتر, مشکل اضافه وزنم حل شد, ولي من يک مشکل تازه پيدا کرده ام: …. من از خانه ام ??? کيلومتر دور شده ام!
يه ترکه تيپ مي زنه دختر بهش مي گه بخورمت - ميگه اين گه خوري ها به تو نيومده
به ترکه مي گن چرا جلوي بانک نشستي لنگتو باز کردي مي گه آخه شنيدم به بازنشسته ها وام مي دن.
به ترکه مي گن مي دوني سزارين يعني چي ؟ مي گه يعني بچه به شرط چاقو.
ترکه از يکي مي پرسه ساعت چنده ؟ مي گه ? شب ! مي گه يعني چي از صبح تا حالا هرکسي يه چيزي مي گه.
ترکه مي گفته عجيبه ؟ مي گن چي عجيبه ! مي گه ??? هزار تا تماشاچي ?? تا بازيکن ? تا داور ! مگن خوب چيش عجيبه ؟ مي گه گنجيشکه هم ول کرده ريده رو من.
ترکه نخ ?? تومني رو مي کشه شورت مدرس مي افته بسيجيا مي کنن دنبالش يه هزاري بر مي داره مي گه جلو بيان نخ اينو هم مي کشم.
به ترکه ميگن توي آفريقا اينقدر هوا گرمه که همه لخت مي گردن ! مي گه پس چه جوري زن و مرد رو از همديگه تشخيص مي دن.
ترکه خواب مي بينه داره پلي استيشن بازي مي کنه زنشو مي کشه ميره مرحله ي بعد - از خواب مي پره مي بينه زنش نشسته جلوش مي گه اَه ، سيو (save) نکردم.
ترکا زنگ مي زنن قم . مي گن : يه امام جمعه برامون بفرستيد . قمي ها مي گن : امام جمعه قبلي چي شد ؟؟ ترکا مي گن : اونو کشتيم امام زاده درست کرديم
به ترکه ميگن اگه درخت زيتون رو با پسته پيوند بدن چه ميوه اي درست ميشه ميگه معلوم ديگه پستون
يه کامپيوتري اختراع مي شه که هر چي ازش مي پرسيدن جواب درست ميداد. يه روز ترکه ميره يه چي ازش ميپرسه که کامپپيوتر قاط ميزنه و منفجر ميشه! از ترکه ميپرسن: ازش چي پرسيدي؟ ميگه: پرسيدم اون چيه که زمستون تو خونس، تابستون بالاي درخت؟ ميگن: خوب جوابش چي ميشه؟ ميگه: بخاري! ميگن: مرتيکه بخاري تابستونا بالاي درخت چي کار ميکنه؟ ترکه ميگه: مال خودمه، دوست دارم بزارم بالاي درخت !!!
يکي نصف شب زنگ مي زنه خونه ترکه . ترکه خواب آلود گوشي رو بر مي داره. طرف مي گه : خاک بر سرت و گوشي رو قطع مي کنه. ترکه تا ساعت سه و چهار هر کاري ميکنه خوابش نمي بره. يه شماره اي رو ميگيره. آقاي مودبي از پشت تلفن گوشي رو برمي داره وميگه: الو بفرمايين…ترکه با غيظ مي گه : خاک بر سر خودت و گوشي رو قطع مي کنه!!!
يکي زنگ مي زنه خونه ترکه و با عصبانيت مي گه : حسن آقا هستش ؟ترکه مي گه : اشتباه گرفتين. طرف با فرياد ميگه: پس چرا گوشي رو بر مي داري؟
يکي از دوستاي مشترک ترکه و فارسه به نام احمدي شهيد مي شه . قرعه به نام ترکه مي افته که بره به خانواده اش خبر بده.ترکه زنگ در خونه طرف رو مي زنه و مي گه : ببخشين منزل شهيد احمدي
بچه ترکه از باباش مي پرسه:بابا گوزم روزه رو باطل ميکنه؟!باباش ميگه:اگر ازش لذت ببري آره!!!!
به ترکه ميگن با آب و برق و خاک جمله بساز ميگه : خاک بر سر من که آبم مثل برق ميآد
يک روز همه جمع شده بودن داشتن جوک مي گفتن بين اونها يک نفر ترکه بود که هر وقت مي خواست بگه يه فارسه … همه مي گفتن اه اه اين چه جوکيه بنابراين مجبور ميشه بگه يه ترکه … که همگي ميگن خوب بقيشو بگو بعد ترکه هم ميگي هيچي يک ترکه مي افته تو فاضلاب بعد از اين که از فاضلاب درش ميارن مي بينن که فارسه
از ترکه مي پرسن کار ترمز ABS چيه مي گه هيچي سر پيچ ها کار حضرت عباس رو مي کنه
به ترکه ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد…ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب اين دفعه مرد ؟ ترکه ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!بهش ميگن:حتماً اين دفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش
شعار مردم تبريز در مورد کاريکاتور روزنامه ي ايران در تظاهرات:واي از آن روز که بفهميم چه شد!!
يه ترکه ميره استاديوم، جو مي‌گيردش با همه دست ميده!
ترکه اکس مي خوره نفر اول المپياد فيزيک مي شه
ترکه جلوي دوست دخترش ميگوزه ميگه واي بازم مسيج اومد!!!
ترکه ميگوزه ميگه امان از دست اين سوسيس کالباس هاي صداداررررررر
به ترکه ميگن: پاهات ترک خورده، جوراب بپوش تا خوب بشه. ميگه: برو بابا، ?? ساله شورت مي‌پوشم، هنوز ترک باسنم خوب نشده!
به ترکه ميگن: نظرت راجع به گران شدن بنزين چيه؟ ترکه ميگه: براي ما که فرقي نميکنه، ما همون ????تومن بنزين رو ميزنيم
به ترکه ميگن: با جام جهاني جمله بساز، ميگه: پس انرژي هسته‌اي رو بي‌خيال ديگه
يه ترکه ميره کلانتري و ميگه: قربان، زنم گم شده! افسره ميگه: مشخصاتش رو بگو. ترکه ميگه: يعني چي؟ افسره ميگه: مثلا زن من ?? کيلو، قد بلند، موهاش طلايي. ترکه ميگه: زن من رو ولش کن، بريم زن تو رو پيدا کنيم!
ترکه زنشو مي کشه ميره مرحله بعد
ترکه کبابي داشته….ميره تو کار ساختمان سازي….ولي هر چي ميساخته بعد از يه مدتي خراب مي شده……. ميرن از کارش بازديد ميکنن…. ميبينن وقتي ديوار خشک مي شده تير آهناشو مي کشيده بيرون…
به ترکه ميگن مردم از چه راهي ميتوانند به آزادي برسند
ميگه:در زندگي راههاي زيادي براي رسيدن به آزادي وجود داره و فقط بايد قيمتش پرداخت بشه مثلا
از رسالت به آزادي ??? تومان . از شوش به آزادي ??? تومان و ….
ترکه دندوناش طلا بوده، هر شب تو گاوصندوق مي خوابيده!
به ترکه ميگن: يه موجود نام ببر
ميگه: يخ!…
ميگن يخ که موجود نيست؟!
ميگه: چرا نيست؟! آخه همه جا نوشته: يخ موجود است!!!
به ترکه ميگن: خبر داري پسرت رکورد شکسته؟! ترکه ميگه: اي خاک بر سرش . گفته باشم……من يه ريال هم خسارت نميدم !!!!
قاضي: چرا دست کردي تو جيب اين آقا
ترکه: جناب قاضي خيال کردم جيب خودمه
قاضي: پس چرا پول هاش رو برداشتي
ترکه: يعني اختيار جيب خودم رو هم ندارم
ترکه را از مدرسه اخراج مي کنند.پدرش مياد پيش مدير و ميگه: چرا بچه منو اخراج کردين؟ معلم: آخه ازش پرسيدم “تخت جمشيد” رو کي آتيش زده جواب نداد. پدر ترکه هم با قيافه طلب کار گفت: اي بابا اين که ديگه اخراج نمي خواست! من خودم نجارم- براي جمشيد آقا يه تخت جديد مي سازم
ازترکه مي پرسن کجاي تهران مي شيني مي گه هرجاخسته شدم!!!!
ترکه به دکتر رفت و از دل درد شکايت کرد.دکتر از او پرسيد: چي خوردي؟ ترکه گفت: خربزه-عسل-تخم مرغ-ماست-ماهي-نمک-شکر ! دکتر هم شاکي شد و گفت: تا شب خواهي مرد.اگر هم نمردي خودت را از کوه پايين بينداز- مردتيکه خر!!!!
نظر ?

جک ترکي
اسفند ??, ???? در ?:?? ب.ظ · در دسته جک, جک ترکي, جک جديد

 

نظر ??

جک ترکي - سري سوم
تير ??, ???? در ??:?? ق.ظ · در دسته جک, جک ترکي

ترکه ميميره شب اول قبر ازش مي پرسند چرا مردي ميگه شير خوردم ميگن شيرش فاسد بود ميگه نه گاوه نشست

ترکه مي گن جسم شفاف رو تعريف کن؟ مي گه جسمي که از اين ور بتونيم اونورشو ببينيم ميگن آفرين حالا يه مثال بزن مي گه ….. نردبون

ترکه ميخواسته يک کبريت سوخته رو روشن کنه، (طبعاً) هرچي ميزده کبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد کبريتش خرابه! ترکه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!

يه روز ترکه يه شماره تلفن پيدا ميکنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا کردم آدرس بديد براتون بيارم

به يه ترکه مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش

ترکه تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟
ميگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي.

دو تا ماشين با هم تصادف مي‌کنند. افسر مياد و مي‌پرسه: کدومتون مقصر بوديد؟ ترکه ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد !!

غضنفرکيس کامپيوترش رو مي بره تعميرگاه ميگه آقا اينو براي ما تعميرکن. طرف ميگه : چه مشکلي داره ؟ ميگه : والا نمي دونم چرا چند روزه جا ليوانيش بيرون نمياد!

ترکه مياد تهرون ميره هتل..صبح روز اول ميره تو رستوران هتل صبحانه بخوره ميبينه تابلو نوشته از ساعت ?الي?? صبحانه..از ساعت ??الي ? ناهار و از ساعت ?الي ?? شب   شام سرو ميشود..پيش خودش ميگه پس من کئ وقت کنم برم شهر رو ببينم؟

از يه نفر مي پرسن:اگه گفتي خط وسط قرص براي چيه ؟ ميگه براي اينکه وقتي تو گلوم گير کردبا پيچ گوشتي بدم بره پايين

يه ترکه ميره خواستگاري باباي عروس بهش ميگه اون گلي که زدي به يقت خارش اذيتت نميکنه ترکه ميگه خارش که نه ولي گلدونش که تو لباسمه بيچارم کرده

يارو جلوي دبيرستان دخترانه ميافته تو جوب ! واسه اينکه ضايع نشه ميگه : هر کي منو در آورد مال خودش !

ترکه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا کردم چيکارش کنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ ترکه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

ترکه زنگ مي زنه فرودگاه و مي گه: شيراز تا تهران چقدر راهه؟ کارمنده مي گه: يه لحظه… غضنفر مي گه: خيلي ممنون! و قطع مي کنه.

يارو عروسي ميکنه ميره پيش دکتر ميگه:
آقاي دکتر زن من هامله نميشه!
دکتر سوال ميکنه :
ميگه چند وقت عروسي کردي؟
ميگه ده روز !!!
دکتر ميگه پدرسگ زن گرفتي يا زود پز؟!!!

 

ترکه زن صيغه مي کنه رفيقش مي گه مبارکه ازدواج کردي؟
ميگه نه بابا دائمي نيست از اين اعتبارياس


يه روز ترکه ميفته دنبال دختره با سنگ ميزنه توو سرش . بهش ميگه خوب مختو زدم ها !!!


ترکه و رشتيه ميرن جهنم . رشيته مي پرسه چه جوري مردي؟ ترکه ميگه از سرما تو چي ؟ ميگه من از تعجب ! رفتم خونه ديدم زنم خوابيده همه جا رو گشتم ، توي اتاق ، زير تخت ، توي انباري ، توي کمد ، خلاصه ديدم هيچ کس نيست از تعجب سکته کردم ترکه گفت : خاک بر سرت اگه توي فريزر رو مي گشتي نه من مي مردم نه تو

یه نفر میره دکتر میگه: دکتر من چه کارایی بکنم که ۱۰۰ سال عمر کنم؟ دکتر میگه ببینم سیگار میکشی؟ میگه نه. مشروب میخوری؟ نه. خانوم بازی میکنی؟ نه...  پس میخوای ۱۰۰ سال عمر کنی چه گهی بخوری ...
---------------------------------------------------------------------
رشتیه شب بلند میشه بره توالت به زنش میگه جای منو نگه دار تا بیام ...
---------------------------------------------------------------------
اخبار دیروز: به یک زن رشتی که در پارک مشغول دویدن بود تجاوز شد.
اخبار امروز: امروز هزاران زن رشتی در پارکها میدوند ...
---------------------------------------------------------------------
ترکه میره بدنسازی، مربی بهش میگه وقتی بیایی هفته اول بدنت درد میگیره. ترکه میگه پس من میرم هفته دوم میام.
---------------------------------------------------------------------
ترکه دفتر خاطراتش تموم میشه میندازدش دور
---------------------------------------------------------------------

نمیدونم چرا هرچی جوک میگم درباره ترکهاست (من واقعا شرمندشونم ولی چه میشه کرد) راستی میدونستید تنها ترکی که از کلش استفاده میکنه کیه؟     علی دایی ...

اینم میگم چون طرف امشب خیلی کلافم کرد:
اینام جالبن:
دخترا دنبال یه پسر میگردن که ۱۰۰۰ تا آرزوشون و برآروده کنه، ولی پسرا دنبال ۱۰۰۰ دختر میگردن که یک آرزوشون و برآورده کنه...
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
ترکه با دوست دخترش ميرن پارک يارو ميگه :عزيزم اگه اين درخت کاج زبون داشت الان به ما چي ميگفت ؟دختره ميگه اگه زبون داشت ميگفت:کره خر من زرد آلو ام نه کاج

ترکه با خودکار ميره حموم ، بهش ميگن: چرا با خودکار؟ ميگه: هر جا را که شستم علامت ميزنم

+ نوشته شده در  جمعه 21 فروردین1388ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط جلال  |