جووو.کککمک

حکایات شیرین و خنده دار

 

مهدی خلیفه در شکار از لشکر جدا ماند، شب به خانه عربی بیابانی رسید. غذایی که در خانه موجود بود و کوزه ای شراب پیش آورد. چون کاسه ای بخوردند، مهدی گفت : « من یکی از خواص مهدی ام،» کاسه دوم بخوردند، گفت: « یکی از امرای مهدی ام.» کاسه سیم بخوردند، گفت : من مهدی ام.
اعرابی کوزه را برداشت و گفت : کاسه اول خوردی ، دعوی خدمتکار کردی. دوم دعوی امارت کردی. سیم دعوی خلافت کردی، اگر کاسه ی دیگری بخوری ، بی شک دعوی خدایی کنی!
روز دیگر چون لشکر او جمع شدند، اعرابی از ترس می گریخت. مهدی فرمود که حاضرش کردند. زری چندش بداد.
اعرابی گفت: اشهد انک الصادق و لو دعیت الرابعه.

 ( گواهی می دهم که تو راستگویی حتی اگر آن ادعای چهارم را هم داشته باشی! )

سایت جک و خنده

شخصی دعوی خدایی می کرد، او را پیش خلیفه بردند، او را گفت: پارسال این جا یکی دعوی پیغمبری می کرد، او را بکشتند، گفت: نیک کرده اند که او را من نفرستاده بودم.

سایت جک و خنده

ابوبکر ربابی اکثر شب ها به دزدی می رفت، ( شبی) چندان که سعی کرد، چیزی نیافت، دستار خود را بدزدید و در بغل نهاد، چون به خانه رفت، زنش گفت : چه آورده ای؟ گفت : این دستار آورده ام.
زن گفت که این دستار خود توست. گفت : خاموش، تو ندانی ، از بهر آن دزدیده ام تا آرمان دزدی ام باطل نشود.

سایت جک و خنده

طفیلی را پرسیدند که اشتها داری ؟ گفت : من بیچاره در جهان همین متاع را دارم...

سایت جک و خنده

جمعی به جنگ ملاحده ( ملحدان) رفته بودند،در بازگشتن ، هر یک سر ملحدی بر چوب کرده می آوردند.یکی پایی بر چوب می آورد. پرسیدند که این را که کشت؟ گفت : من. گفتند: چرا سرش نیاوردی؟ گفت : تا من برسیدم، سرش برده بودند.

سایت جک و خنده

شخصی با دوستی گفت : که مرا چشم درد می کند، تدبیر چه باشد؟ گفت : مرا پارسال دندان درد می کرد، برکندم..

جک

میدونستی صاحب شرکت نوکیا یه قزوینیه ….ندیدی وقتی گوشیتو روشن میکنی یه نفر دست یه بچه رو میگیره


دلداری ترکه به دوست دخترش : مهم نیست که قشنگ نیستی ! قشنگ اینه که مهم نیستی


آب مایه ی حیات است پس در مصرف برق صرفه جویی کنید, شرکت ملی گاز اردبیل


دفترچه خاطرات ترکه : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید


ترکه ماشینش پنچر میشه…میره از لوله اگزوز فوت میکنه..لره رد میشه..میگه:خره…تا صبح هم فوت کنی لاستیکت باد نمیشه…چون شیشه های ماشینت پایینه


ترکه شب دوم عروسیش زنشو می کشه ، بهش میگن چرا اینکار رو کردی ؟ میگه : پرده نداشت ! میگن چرا شب اول نکشتی ؟ میگه : شب اول داشت !!!


به ترکه میگن : تولدت کیه ؟ میگه : ۵ آذر ، میگن چه سالی ؟ میگه : هر سال


به ترکه میگن که با کاروان یه جمله بساز گفت :توی حمام هیچوقت دوش کاروان رو نمیکنه


به یه ترکه توپ فوتبال نشون دادن و گفتن: این چیه؟ طرف کلی فکر کرد و گفت: شطرنج گردالی!


ترکه بعنوان مهندس کامپیوتر استخدام میشه! آخر وقت روز اول رییس رفت ازش پرسید: خُب، امروز چه کردی؟ ترکه گفت: هیچی؛ کلیدهای کیبورد نامرتب بود، بترتیب الفبا چیدمشون!


خبرنگار: برای محرم امسال چه برنامه ای دارید ؟
ترکه: ما امسال ۱۰ تا علم اضافه می کنیم، ۱۵ تا پرچم، ۱۵۰ تا زنجیر، ۱۲ تا قمه، با ۴۰ نفر زنجیرزن جدید. در مجموع انشاالله امسال دیگه پدر یزید در میاد !


به ترکه میگن این (!) علامت چیه؟ میگه شاشیدن ممنوع حتی یک قطره


به ترکه میگن چه وقت نه راه پس داری نه راه پیش؟؟؟؟
میگه وقتی که روی اره نشسته ام


ترکه میره سوپر مارکت میگه یه مایع ظرفشویی خوب بدین ….. صاحب مغازه میگه : گلی خوبه؟ ….. ترکه میگه: مرسی سلام میرسونه


به ترکه میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر!!!


ترکه و لره میرن مغازه میگن :آقا نوشابه خانواده دارین؟صاحب مغازه میگه:بعله. می پرسن : به آدم مجرد هم میدین؟!


ترکه میره گل فروشی میگه گل بنفشه دارین؟ یارو میگه نه، ترکه میپره و تخمای گلفروشه رو میگیره، گلفروشه میگه ولم کن، ترکه میگه زنم گفته اگه گل بنفشه نداشت، تخمش رو بگیر!


ترکه میره واسه تلفن همراه ثبت نام میکنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. ترکه هم رو کمربندش مینویسه: به زودی دراین مکان یک موبایل نصب خواهد شد!!!


به ترکه میگن با زن جمله بساز .
میگه: نه ، من فقط می تونم با زن بچه بسازم!!


ترکه داشته میمرده به پسرش میگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ایدز داشت ؛ پسرش میگه واسه چی ، میگه هم مریضیه با کلاسیه هم کسی سراغ مادرت نمیاد


ترکه می ره خونه بخره آقاهه یه خونه بهش نشون می ده ,می گه این خونه استخر داره، جگوزی داره…ترکه می گه: عجب! ما قبلا همین طوری ول می دادیم! حالا دیگه جاشم مشخص کردن؟


ترکه میاد تهرون میره هتل..صبح روز اول میره تو رستوران هتل صبحانه بخوره میبینه تابلو نوشته از ساعت ۷الی۱۱ صبحانه..از ساعت ۱۱الی ۵ ناهار و از ساعت ۵الی ۱۱ شب شام سرو میشود..پیش خودش میگه پس من کئ وقت کنم برم شهر رو ببینم؟


ترکه زن صیغه می کنه رفیقش می گه مبارکه ازدواج کردی؟
میگه نه بابا دائمی نیست از این اعتباریاس


به ترکه می گن چرا جلوی بانک نشستی لنگتو باز کردی می گه آخه شنیدم به بازنشسته ها وام می دن.


به ترکه میگن: یه موجود نام ببر
میگه: یخ!…
میگن یخ که موجود نیست؟!
میگه: چرا نیست؟! آخه همه جا نوشته: یخ موجود است!!!


به ترکه میگن: خبر داری پسرت رکورد شکسته؟! ترکه میگه: ای خاک بر سرش . گفته باشم……من یه ریال هم خسارت نمیدم !!!!



قاضی: چرا دست کردی تو جیب این آقا
ترکه: جناب قاضی خیال کردم جیب خودمه
قاضی: پس چرا پول هاش رو برداشتی
ترکه: یعنی اختیار جیب خودم رو هم ندارم

ازترکه می پرسن کجای تهران می شینی می گه هرجاخسته شدم!!!!


ترکه سرش رو می کنه داخل حجرالاسود  بوس کنه ، سرش گیر می کنه
میگه گلط کردم دیگه گناه نمیکنم ، خدایا منو نخور!!!


قزوینی یه ، یه گونی شرت رو دوشش بود
بهش می گن بارت چیه؟
میگه : یه دنیا خاطره!!


هیئت دولت زن را سهمیه بندی کرد:
ترکها ۱۰ زن چون مصرفشان بالاست
قزوینی ها ۴ زن. چون دوگانه سوزند
رشتی ها یک زن . چون سهمیه شون رو می فروشند


از قزوینیه می‌پرسند: باسن چند بخشه؟ میگه: نه بخشه، نه استان، یه دنیاست


یه قزوینیه می ره افریقا. یه بچه سیاه با خودش میاره قزوین. دوستاش می پرسن این کیه اوردی؟ میگه اگه خدا قبول کنه برای ایام محرمه


یه قزوینیه یه بچه گرفته بود تو دستش و میدویدیه نفر ازش سوال میکنه چی شده میگه فردا امتحان بچه بازی دارم هنوز لاشم باز نکردم


یه رشتیه روی در خونش نوشته بود: ورود افراد زیر ۱۸ سال ممنوع ! میگن چرا این رو نوشتی ؟! میگه آخه ناموس که بچه بازی نیست !!!-


به رشتیه می گن شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد داری؟
میگه صددرصد . من خودم دو سال بعد از مرگ پدرم به دنیا اومدم


به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته


به آدامس می گن آرزوت چیه؟ میگه زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم


جشنواره فیلم اصفهان:

۱- دو نفر با یک تخم مرغ !

۲- تا حالا موز خوردی؟ !

۳- ۱۰ نفر زیر یک چتر !

۴- من هوشنگ ۱۵ تومان دارم !

۵- دیشب باز هم پیتزا خوردم


اصفهانیه زنش میمیره رو سنگ قبر زنش مینویسه: اشرف الملوک همسر دکتر رضایی : متخصص قلب و عروق واقع در خیابان انقلاب ساختمان پزشکان پلاک ۱۱۷ ساعت کار ۹ صبح تا ۶ بعداز ظهر تلفن:……


امکانات زندگی در عشایر :

غذا : کشک

یخچال : مشک

حمام : تشت

دستشوئی : دشت !


زن به شوهر: عزیزم از ایتالیا برات چی بیارم؟ شوهر باتمسخر: یک دختر موبور و نازایتالیایی! .. بعد از برگشت از سفر، شوهر به زن: سوغاتی من چی شُد؟ زن به شوهر: باید ۹ ماه صبر کنی ، تا به دنیا بیارمش

جکهای اردیبهشت 1388

  • لطیفه های کوتاه

    یارو می گفته عجیبه ؟
    می گن چی عجیبه !
    می گه ۱۰۰ هزار تا تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور !
    مگن خوب چیش عجیبه ؟
    می گه گنجیشکه هم ول کرده ریده رو من!!!

  • لطیفه های کوتاه

    به یارو می گن چرا جلوی بانک نشستی لنگتو باز کردی می گه آخه شنیدم به بازنشسته ها وام می دن.

  • لطیفه های تاریخ گذشته

    از یارو میپرسن, نظرت راجع به نوشابه چیه؟

    میگه: نوشابه آب داره, گاز داره, یه خط تلفن هم بزنن دیگه عالی میشه.

  • لطیفه های کوتاه

    بیوک جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب !  واسه اینکه ضایع نشه میگه: هر کی منو در آورد مال خودش!

  • لطیفه های کوتاه

    به غضنفر گفتن که با کاروان یه جمله بساز گفت :توی حمام هیچوقت دوش کاروان رو نمیکنه

  • لطیفه های کوتاه

    دلداری غضنفر به عیالش:

    مهم نیست که قشنگ نیستی ! قشنگ اینه که مهم نیستی

  • لطیفه های کوتاه

    آخرین پیام زلیخا به سوسانو: جومونگ گم گشته بازایدبه بویو غم مخور

  • نکته های با مزه وحکمت آموز

    بیشتر مردها موفقيت شون رو مديون زن اولشون هستند و برخی زن دومشون رو مديون موفقيت شون !!

  • لطیفه های جنگ

    بسیجبه ميخواسته زيردريايي آمريکاييا تو خليج فارس رو غرق کنه، در ميزنه فرار ميکنه!

  • لطیفه های تاریخ گذشته

    غضنفر با ماشينش تو برفا گير مي کنه زنجير نداشته سينه مي زنه!

  • لطیفه های تاریخ گذشته

    ميخه ميفته تو آب زنگ مي زنه در ميره!

  • نکته های با مزه وحکمت آموز

    خدایا به دوست دختران ما زیبایی زلیخاو به زنان ماشعور آسنات را عطا بفرما

  • لطیفه های کوتاه

    هش چیست ؟ Hosh

    جد بزرگ ترمز ABS است که خر را بدون هیچ خط ترمزی نگه می دارد !

     

  • نکته های با مزه وحکمت آموز

    اگر گنجشک بر سرت فضله کرد خدا را شکر کن که گاو ها پرواز نمیکنند

  • لطیفه های کوتاه

    توی یک مهمانی، خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه:
    به نظر شما من چند سالمه؟
    حیف نون می گه:
    گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!

  • لطیفه های کوتاه

    لیلون به یدونه شلوار لی  میگه: لیوان! به  دوتاش می گه: لی لی! به ستاش میگه تریلی! به چهارتاش میگه: چارلی! به  پنج تاش می گه: لی لی تو تریلی!  به شش تاش می گه: لی لی با چارلی! به هفت تاش می گه: خیلی!!!!

  • لطیفه های کوتاه

    به  غضنفر ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد؟  غضنفر ميگه : يه سازماني  تشکيل شد به نام  يونس کو

  • لطیفه های کوتاه

    به مشهديه مي‌گن اگه تو يك اقيانوس افتاده باشي و دو تا كوسه از دو طرف قصد خوردنت رو داشته باشن، چيكار مي‌كني؟
    مشهديه مي‌گه: مُرُم نوك درخت.
    مي‌گن مرد حسابي تو اقيانوس درخت كجا بود؟
    مي‌گه: مجبورُم، مِفَهمي؟!

  • لطیفه های کوتاه

    غضنفر ميره طوطي بخره به جاش يه جغد بهش می‌فروشن. چند روز بعد ازش مي‌پرسن: «اين طوطیه حرف هم مي‌زنه؟»
    غضنفر جواب میده: «حرف نمی‌زنه ولی خيلي توجه مي‌کنه.»

  • لطیفه های کوتاه

    ترک اعتياد به مواد مخدر
    با استفاده از روش N.M.B
    (ناتوان سازي مالي بيمار)
    زير نظر دکتر سارق زاده

  • لطیفه های کوتاه

    از يارو مي‌پرسن: صورتي چه رنگيه؟ مي‌گه: قرمز يواش!

  • لطیفه های کوتاه

    به غضنفر ميگن نظرت در مورد بند گردنيه موبايل چيه؟ ميگه خوبه فقط موقع شارژ يكي دو ساعت آدم رو علاف ميكنه!!

  • نکته های با مزه وحکمت آموز

    با موتورسیکلت نروید، تا بیایید!

  • لطیفه های پزشکی

    به علت افزایش تعداد پزشکان عمومی و متخصص در پایتخت، تا اطلاع ثانوی پزشکان با کد نظام پزشکی زوج در روزهای زوج و پزشکان با کد فرد در روزهای فرد طبابت کنند.

  • لطیفه های سیاسی

    آمريكا : ما كار خودمون رو مي كنيم شما هم هرچي مي خواين بگين تا خفه شين!
    چين : ما كار خودمون رو مي كنيم شما هم خفه شين!
    روسيه : ما كار خودمون رو مي كنيم اگه چيزي بگين ممكنه خفه شين!
    فرانسه : ما هر كاري مي كنيم تا شما خفه شين!
    ايران : ما كار نمي كنيم شما هم غلط كردين، خفه شين!
    انگلیس : همه اين كارا زير سرماست، خفه شين!

  • لطیفه های کوتاه

    به غضنفر میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟می گه: راهنمام گیر کرده!!

  • لطیفه های کوتاه

    محرم و صفر است که اصفهانی ها را زنده نگه داشته است!
    ستاد پخش نذری
     

  • لطیفه های کوتاه

    اصفهانیه  برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر 8 ساعت یکی!

  • لطیفه های کوتاه

    حیف نون داشته توالت می ساخته، آجر کم میاره اپن (open)  می سازه!

  • لطیفه های کوتاه

    دختر غضنفر  پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!
     

  • لطیفه های کوتاه

    با نگاهی به مسابقه ۱۰۱

    عروس خانم وکیلم؟!

    عروس رفته از فرصت اعتماد استفاده کنه

  • نکته های با مزه وحکمت آموز

    در مراسم  سالگرد ازدواج، شوهر رو کرد به میهمانان و با افتخار گفت:
    من به جرأت می توانم بگویم که من و همسرم 24 سال با خوشبختی کامل زندگی کردیم.

    یکی از میهمانان گفت مگر این چهارمین سالگرد ازدواج شما نیست!
    مرد گفت: خوب منظور من اون سالهایی است که هر دو مجرد بودیم.
     

  • لطیفه های سیاسی

    غضنفر می ره اداره پلیس، می گه: اومدم بهتون بگم طوطی ام گم شده.
    پلیسه  با تعجب می گه: ولی فکر نکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم.
    غضنفر می گه:  نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم!!! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه!
     

  • لطیفه های کوتاه

    یوزارسیف اعلام كرد اگر مقدار آبی را كه فرج الله سلحشور به این سریال بسته است بر سرزمین كنعان بسته بود، هم اكنون پدر و برادرانم در قحطی به سر نمی بردند!

  • لطیفه های کوتاه

    بر اثر قطع برق در یکی از شهرهای کشور، ده ها تن از هموطنانمان، ساعت ها روی پله‌های برقی گیر کردند!!!

  • لطیفه های کوتاه

    با خريد يکي از سيم کارتهاي اعتباري ايرانسل و دريافت سيم کارت هديه صاحب دو دوست پسر جديد ديگر شويد.طرح چند دوست پسري ايرانسل

  • لطیفه های کودکانه

    بچه: مامان اون آقاروببين كچله!!!!
    مامان: هيس...ميفهمه !
    بچه: اه...مگه تا حالا نفهميده

  • لطیفه های تاریخ گذشته

    غضنفر مي ره تماشاي رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش مي پرسن چه طور بود؟
    ميگه آدماي خوبي بودن. ديدن من خوابم میاد، رو نوک انگشت راه مي رفتن!

  • لطیفه های سیاسی

    به علت حضور گشت ارشاد در مراسم روز عشق، مراسم دیدار خواهران و برادران بصورت جدا در دو نوبت صبح و بعد از ظهر انجا میگردد

  • لطیفه های سیاسی

    در پي پرتاب موفقيت آميز ماهواره اميد و دستيابي ايران به تكنولوژي فضايي ، نام كهكشان راه شيري به بزرگراه شيخ فضل الله نوري تغيير يافت
  • جدیدترین جکها

    یه خانواده شهرستانی واسه زندگی میان تهران به بچه خانواده میگن ،

    خونه هر کی در زدی نگو ( مویوم ) بگو منم ۰ طرف میگه اگه بوگوم ( منم )

    اونا از کجا بفهمن که ( مویوم ) .

     

    یه نفر یکی رو می بینه که داره با هندزفری صحبت می کنه ،

    می گه الیاس غلط زیادی نکن شناختمت ...!

    معلم : بگو ببینم آفریقا کجاست ؟

    شاگرد ( با گریه ) آقا اجازه چرا هر چی گم میشه از من می پرسید !

    2تا دیوونه به هم میرسن ،

    اولی : تو دستم چیه ؟

    دومی : اتوبوس؟!!! 

    اولی : قبول نیست .

    صدای بوقش رو شنیدی !!!

     يه دو قلو بعد 9 ماه بدنيا نميان !

     ميرن سونوگرافی میبینن

     پسره بند نافشو انداخته دور گردن دختره

     ميگه : جووووووون داداش اگه بذارم لخت بری بيرون .

    یه بنده خدایی  پاش درد میکرد

    استامینوفن میذاره تو جورابش !


    یه مرده پسرشو میذاره دانشکده افسری ، رفقاش بهش میگن :

    بابا این که درسش خوب بود ، میذاشتی دکتری مهندسی  چیزی می شد ،

    مرده میگه : آخه میخوام وقتی درسش تموم شد با هم کلانتری باز کنیم .

    گرگه ميره دم در خونه شنگول و منگول ميگه : منم منم مادرتون زود باشين در رو باز كنين.

     

     شنگول ميگه : دروغ نگو ما آيفون تصويری داريم !

     

    یکی میره دکتر ، میگه آقای دکتر من دچار فراموشی شدم ،

    دکتر می پرسه چند وقته ؟  میگه چی چند وقته ...!

     

    گدايی زنگ خونه پيرزنی رو می زنه

     

    پير زن میگه : باز اومدی گدايی ؟

     

    گدا هم جواب می ده : پس توقع داشتی بيايم

     

    ...................................

    خواستگاری !


    به خسیس میگن شیرین تر از عسل چی خوردی ؟

    میگه ترشی مفتی ...!

    یه بنده خدایی می خواسته خرگوش بگيره .................................... 

     

    می ره پشت درخت ..........................................

     

    صدای ..........................................................

     

    هويج  در  مياره

     


     

    يه روز يه خانمه پا شو ميذاره روی یه سوسک .

     

    بعد سوسکه بلند می شه و می گه پهلوانان هرگز نمی ميرند ! 

     


    يكی داشت يكی رو بدجوری كتک می ‌زد و هی داد می‌زد : كمک ! كمک !

     گفتند : تو داری اينو می‌زنی ، چرا كمک میخوايی !!!

     گفت : آخه اين گفته اگه بلند بشم پدرت رو در ميارم !