خواستگاری خر
خری آمد بسوی مادر خویش
بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش؟
برو امشب برایم خواستگاری
اگر تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بگفتا ای پسر جان
تو را من دوست دارم بهتر از جان
زبین این همه خرهای خوشگل
یکی را کن نشان چون نیست مشکل
خرک از شادمانی جفتگی زد
کمی عر عر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت
بقربان [...]
بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش؟
برو امشب برایم خواستگاری
اگر تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بگفتا ای پسر جان
تو را من دوست دارم بهتر از جان
زبین این همه خرهای خوشگل
یکی را کن نشان چون نیست مشکل
خرک از شادمانی جفتگی زد
کمی عر عر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت
بقربان [...]
+ نوشته شده در دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱:۲ ب.ظ توسط جلال
|